خرید بک لینک

درباره سایت

177

آخرین مطالب

امکانات وب

فکر میکنم طولانی ترین مدتیه که ننوشتم اینجا... خب... خیلی درگیر بودم و خیلی زندگی پیچیده و عجیب شده... هم خوشحالم و هم خسته اما بیشتر از هرچیزی الان دچار ترس و استرسم... تا الان فکر میکردم خیلی هم برام مهم نیست اما حالا... نمیدونم... امیدوارم اینم همونی بشه که من میخوام... یجورایی تا حالا همینطور بوده نه؟ کاش الانم اونجوری بشه که منتظرشم... از شکست خوردن متنفرم...دلم نمیخواد شکست بخورم... و دلم میخواد چیزی که درباره ش رویاپردازی کرذم انقدر به حقیقت بپیونده... میشه؟پ.ن: امیدوارم سیصدمین پست این باشه که بیام و بگم شد... همونی که میخواستم...

برچسب: نویسنده: حسین صفری تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 15:42

فرصت نشد بنویسم... نامه ی سال تحویل 1401 رو خوندم... یچیزی ازم گرفتی و یچیزی بهم دادی... کاشکی لااقل خوب باشه... دوست دارم که خوب باشه... این که امسال نامه ننوشتم برای این نبود که دیگه چیزی ازت نمیخوام... اتفاقا چرا... خیلی چیزا هم میخوام... اما ترسیدم بنویسم و بذارمش و دیگه خودم نباشم... اونوقت نفهمم کی میخونتش... میدونی که چقدر حساسم... پس اینجا برات مینویسم:

برچسب: نویسنده: حسین صفری تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 14:26

صفحه بندی